واژه های یونانی رایج در زبان فارسی
یونان کشوری است متمدن با سابقه ای کهن و دارای دانش و فنون و قوانین ابتکاری که این خود عاملی بزرگ برای انتقال کلمات یونانی به سایر زبان ها از جمله زبان فارسی است.
قانون: قاعده و روش خاص
قولنج: درد شکم
لنگر: وسیله ای فلزی و سنگین برای متوفق کردن کشتی، ترمز کشتی
لوبیا: گونه ای از حبوبات
الماس: نوعی سنگ ارزشمند
پول: وسیله ای برای مبادله کالا
کلید: وسیله ای برای باز و بسته کردن قفل
موسیقی: هنر مرتب کردن اصوات با قواعد خاص
لغت: کلمه، واژه
فلسفه: دانش قوانین حاکم بر جهان
اسطرلاب: ابزار ستاره شناسی
اسقف: پیشوای مسیحیان
اطلس: نقشه جغرافیا
اقاقیا: نام گلی
طاووس: پرنده ای زیبا
فانوس: جای شمع یا چراغ
اورانوس: آسمان یا الهه آسمان
تریاق: پادزهر ، تریاک
زنار: کمربند
کیمیا: علم شیمی، در فارسی افسون
مومیایی: نگه داشتن جسد انسان از تخریب
هیولا: اصل هر چیز، هیکل
انجیل: بشارت
اقلیم: مملکت
اقیانوس: دریای بزرگ
یرقان: بیماری زردی
مالیخولیا: بیماری روحی